شما را به پنج چیز سفارش مى‏کنم که اگر براى دسترسى بدان رنج سفر را بر خود هموار کنید ، در خور است : هیچ یک از شما جز به پروردگار خود امید نبندد ، و جز از گناه خود نترسد ، و چون کسى را چیزى پرسند که نداند شرم نکند که گوید ندانم ، و هیچ کس شرم نکند از آنکه چیزى را که نمى‏داند بیاموزد ، و بر شما باد به شکیبایى که شکیبایى ایمان را چون سر است تن را ، و سودى نیست تنى را که آن را سر نبود ، و نه در ایمانى که با شکیبایى همبر نبود . [نهج البلاغه]

مستانه
خانه | ارتباط مدیریت |بازدید امروز:1بازدید دیروز:0تعداد کل بازدید:53682

مستانه عرشیا :: 85/1/16::  8:22 صبح

 

   سر انجام یکی باورم می کند.

  گریه نمی کنم ، اما راهمان دور است و دلمان کنار همین گریستن .

   کا ش همیشه اردی بهشت بود. شمعدانی  ،عسل  ،حلقه نقره و قرآن کریم  ... و رفتن دنبال چراغ و آیینه.

  حیرت آور است.

 حالا هر که از روبرو بیاید، بی تعارف صدایش می کنم بفرما!!

 چرا باید از پس پیراهنی سپید ، هی بی صدا و بی سایه بمیرم!  کاش این همه آدمی تنها با نوازش باران و تشنگی نسبت    داشتند.

 



لیست کل یادداشت های این وبلاگ
::تعداد کل بازدیدها::

53682

::آشنایی بیشتر::
::لوگوی من::
مستانه
::لوگوی دوستان::



::وضعیت من در یاهو::
::اشتراک::